یکی از گرانترین عملیات های شامل اکتشاف و توسعه مخازن نفت و گاز، عملیات حفر چاه است. در شرایط بالا بودن نسبی هزینه ها و پایین بودن قیمت نفت وگاز، شرکت های حفاری مجبور به کاهش دادن هزینه های حفاری می شوند. مطالعات نشان داده شده است که هزینه حفاری چاه های افقی چند برابر هزینه های حفاری چاه های عمودی است. از آن سو که با حفاری افقی و جهت دار تماس بیشتری با مخزن نسبت به حفاری عمودی می توان داشت ، تمایل برای این نوع حفاری ها بیشتر شده است. در نتیجه تولید بیشتری با این روش ها می توان داشت. از مهمترین فاکتور هایی که بر روی هزینه های حفاری تاثیرگذار هست، طول حفر چاه و زمانی که طول می کشد تا حفاری به مخزن هدف برسد، است. بدین ترتیب هر پدیده ی شدنی برای کاهش طول چاه، همراه با محدودیت های قابل قبول برای منحنی شدن مسیر چاه و موانع زمین شناسی، زمانی که طول می کشد که حفاری به نقطه ی هدف برسد کاهش می دهد در نتیجه هزینه های کلی حفاری کاهش می یابد. بهینه کردن طول مسیر چاه با وجود همه ی محدودیت های موجود برای بهبود اقتصادی عملیات های حفاری هدف بعضی از پروژه ها است.

همواره در حفاری جهت دار، انحراف چاه باعث به وجود آمدن مشکلات حفاری، تکمیل چاه و تولید می شود. برای کاهش این مشکلات، در طراحی مسیر این چاه ها تا جایی که امکان داشته باشد تلاش مي شود تا میزان Dog Leg، و عمق انداز ه گیری شده چاه كاهش يابد.با کاهش میزان DLS میتوان گفت شدت گشتاور و درگ روی رشته حفاری کاهش می یابد و میتوان وزن بیشتری روی رشته اعمال کرد و با سرعت بیشتری نفوذ کرد.در حال حاضر روش های متفاوتی مانند هوش مصنوعی و روش های دستی برای این منظور استفاده می شود.طول انداره گیری شده چاه و میزان گشتاور و درگ روی رشته تا حدی با هم رابطه غیر خطی دارند که به کمک الگوریتم های بهینه سازی بهتر میتوان این موضوع را مدیریت کرد.

نظرات غیرفعال هستند.